شيشه اي مي شكند... يك نفر مي پرسد...چرا شيشه شكست؟ مادر مي گويد...شايد اين رفع بلاست. يك نفر زمزمه كرد...باد سرد وحشي مثل يك كودك شيطان آمد. شيشه ي پنجره را زود شكست. كاش امشب كه دلم مثل آن شيشه ي مغرور شكست، عابري خنده كنان مي آمد... تكه اي از آن را برمي داشت مرهمي بر دل تنگم مي شد... اما امشب ديدم... هيچ كس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد... از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم كمتر است؟دل من سخت شكست اما، هيچ كس هيچ نگفت و نپرسيد چرا
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 1:40 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|

توچشم من نگاه نکن دوباره گريت ميگيره. ساده بگم که عشق
من بايد تو قلبت بميره. فاصله بين من وتو ازاينجا تاآسموناست.
خيلي عزيزي واسه من،اما زمونه بي وفاست. براي اين در به
دري تو بهترين گواهمي. دروغ نگو که مي دونم تويي که چشم
به راهمي. قسم نخور که روزگار به کام ما دوتا نبود. به هرکه
عاشقه بگو غم که يکي دوتا نبود. بگو تا وقتي زنده ام نگاه تو
سهمه منه .هرجاي دنيا که باشي دلم واست پرميزنه.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 1:42 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
تا كي به تمناي وصال تو يگانه
اشكم شود از هر مژه چون سيل روانه
دوستت دارم................ فراموشم نكن......



+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 7:47 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
اي كاش ازساعت ۱۲ـ۲ يه لحظه از خوشگذرانيهات دل ميكندي و يه بار
به ما نگا ميكردي...
ويه خواهش:وقتي داري ميري يه كم اهسته تر قدم بردار تا بيشتر ببينمت
مرسي
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 3:34 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
بهترین خصلتی که ادمها را زیبا جلوه می دهد صبر است سعی می کنم خیلی صبور باشم
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 10:29 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
فقط میخواهم بگم من هم دوست خیلی بیشتر از اونی که فکر کنی
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 10:25 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
اوني كه از حال بدم باخبري...................
يكي يه گوشه ي اين زمين خاكي خيلي دوست داره
و منتظرته
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 8:3 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 7:55 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 8:6 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|

امروز یکی از بهترین روزای زندگی ام بود
به دلایلی....
شاید هم....
یکی از بدترین روزهای زندگیم
اما بی شک خوبیهای تو کاری کرد
که نقش خوبیها خیلی پر رنگتر از بدیها بشه
وخلاصه....
این گل با تمام وجود تقدیم تو گلم....
فدات بشم
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 7:51 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 3:59 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
در دنيا 3چيز ميخواهم داشته باشم.....:
خورشيد را....
ماه را.....
و..
تو را....

خورشيدرا براي روزهايم....
ماه را براي شبهايم.....
وتورا...
براي تك تك لحظه هايم.......
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 7:19 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 3:39 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
چقدر خوبه ادم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره اگه من يكي از دوست هاي خوبت هستم، اين رو برام سند كن! يا اين پيغام رو براي همه دوست هاي خوبت بفرست . ببين چند تاش به خودت برمي گرده! اگه 7تاش بهت برگشت، بدون دوست داشتني هستي
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 3:38 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
دل بی روح جنس آهنت را دوست دارم.
نگاه با همه بیگانه ات را دوست دارم.
غرور سرکش دیوانه ات را دوست دارم.
تن سوزان مثل آةشت رادوست دارم.
بهاری و من آن عطر خوشت را دوست دارم.
به هر لحطه کنارم بودنت را دوست دارم.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 3:35 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
الهي تو خورشيد باشي و من زمين كه سالي يكبار من دورتوبگردم وسالي 365 بار تودور من.


+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 3:33 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
خيلي سخته كه بغض داشته باشي اما نخواي كسي بفهمه خيلي سخته كه عزيزترين كست ازت بخواد
فراموشش كني خيلي سخته كه سالگرد آشنايي با عشقت روبدون حضور خودش جشن بگيري
خيلي سخته كه روز تولدت همه بهت تبريك بگن جزاوني كه فكركني به خاطرش زنده اي خيلي سخته
كه غرورت رو به خاطر يه نفر بشكني بعد بفهمي دوست نداره.
خيلي سخته همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي اما اون بگه : ديگه نمي خوامت. 
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 3:30 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 9:58 قبل از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
برگ در انتهای زوال میافتد.میوه در ابتدای کمال
بنگر تو چگونه می افتی؟



+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 6:46 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
جون دوست دخترا و دوست پسراتون
نظر بدين
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 10:46 قبل از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|

نظرها کو؟
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 4:7 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
بی تو هرگز.................با تو شاید
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 4:2 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم
نگاهت را مگیر از من که با ان عالمی دارم
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 4:0 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|



تو رااندازه ی شبهای مستی دوست دارم
تورا قدر تموم ملک هستی دوست دارم.......

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 3:56 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
به یاد داشته باش هر گاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت
خش خش بر گها را احساس کردی و هر گاه در میان ستارگان آسمان تک
ستاره ای خاموش دیدی برای یکبار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان
بلکه از ته قلب نازنینت بگو: یادت به خیر
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 3:51 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
به جاي دسته گلي که فردا بر سر قبرم مي گذاري امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن
به جاي سيل اشکي که فردا بر مزارم نثار ميکني امروز با تبسمي شادم کن
به جاي متنهاي تسليت گونه که فردا در روزنامه ها مينويسي امروز با پيامي کوچک خوشحالم کن
من امروز به تو احتياج دارم نه فردا
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 3:50 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
هر وقت بعد 120 سال رفتي اون 2نيا وقتي
خواستي از پل صراط رد شي و بهت گفتن
يکي حلالت نکرده اون منم که به اين بهونه
يه بار ديگه ميخوام ببينمت

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 3:47 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|

گاه مي انديشم خبر مرگ مرا با تو چه كس مي گويد
آن زمان كه خبر مرگ مرا مي شنوي
روي خندان تو را
كاشكي مي ديدم
شانه بالا زدنت را بي قيد
و تكان دادن دستت كه مهم نيست زياد
و تكان دادن سر
كه عجيب عاقبت مرد
افسوس
كاشكي مي ديدم

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 3:45 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|
د
هروقت دل کسی رو شکستی
روی دیوار میخی بکوب تا ببینی چقدر دل شکستی
هروقت دلشان را به دست اوردی
میخی را از روی دیوار بکن
تا ببینی چقدر دل به دست اوردی
اما چه فایده...؟؟
که جای میخ ها بر روی یوار می ماند
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 3:37 بعد از ظهر  توسط گل مریم(محمد مظفری راد)
|